تبلیغات
مجله ادبی مثلث - كوئنتین تارانتینو از آخرین فیلمش «هشت منفور» می گوید (بخش اول)
 
مجله ادبی مثلث
ادبیات ایران و جهان
                                                        
درباره وبلاگ

جهت هماهنگی برای معرفی رایگان آثار خود از جمله داستان، شعر و نقد و نیز معرفی کتابهایتان ایمیل بدهید.

Hdolatabadi@yahoo.com
مدیر وبلاگ : امیر حامد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

چاپ این صفحه

كوئنتین تارانتینو از آخرین فیلمش «هشت منفور» می گوید

 كوئنتین تارانتینو از  آخرین فیلمش «هشت منفور» می گوید

گفت‌وگو با كوئنتین تارانتینو درباره آخرین فیلمش

«هشت منفور» روایت فروپاشی كشور به خاطر نژادپرستی است!

بهار سرلك/ هشتمین فیلم «كوئنتین تارانتینو» تحت عنوان «هشت منفور» هم‌اكنون در مرحله پس از تولید قرار دارد. داستان این فیلم وسترن در ایالت برفی وایومینگ و پس از جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد كه روایت دار‌ودسته قانون‌شكن‌هایی است كه به خاطر كولاك مجبور می‌شوند در مغازه كوچكی پناه بگیرند. تارانتینو كه خود را كارگردان فیلم‌های ژانر وسترن اسپاگتی معرفی كرده است فیلم‌هایش از روایت‌های غیرخطی، موضوعات مضحك، زیبایی‌شناختی خشونت و عناصر فیلم‌های نئو-نوآر بهره می‌برد. او در مسیر تولید فیلم «هشت منفور» با مشكلات زیادی مواجه شد كه مهم‌ترین آنها فاش شدن فیلمنامه و نمایش پیش از موعد تیزر آن بود. به تازگی خبرنگار و منتقد مجله «نیویورك»، «لین براون» با این كارگردان گفت‌وگوی مفصلی انجام داده است. تارانتینو در این مصاحبه از میراث سفیدپوست‌های امریكا، اوباما و چرا او نگران آینده‌ مجموعه فیلم‌های «ترانسفورمرز» نیست سخن گفته است.

كمتر از پنج ماه به اكران فیلم «هشت منفور» باقی مانده است، چقدر مانده فیلم تمام شود؟

تا الان تقریبا بیشتر از یك ساعت فیلم را آماده كرده‌ایم. همین الان از تماشای یك ساعت از فیلم تدوین‌شده می‌آیم.

خوشحالی؟

هنوز به خاطرش خودكشی نكردم. همیشه همین‌طوری بوده. با عجله كارها را انجام می‌دهیم و سعی داریم زود فیلم را تمام كنیم. بعد جزء به جزءاش را بررسی و بهترش می‌كنیم اما اول، باید ساخت فیلم را تمام كنیم. روی هر فیلمی كه كار كردم، باید سعی می‌كردم فیلم‌ام را تا تاریخ مشخصی تمام كنم، فیلم «سگ‌های انباری» را باید به جشنواره ساندنس می‌رساندم، فیلم «قصه‌های عامه‌پسند» را باید به جشنواره كن می‌رساندیم. اما همیشه هم فیلم‌ها را به موقع رساندیم. این‌ زود رساندن‌ها دیگر فرصت آن را پیش نمی‌آورد كه وقتی فیلم را تمام كردی، آدم‌هایی كه پول گرفتند فیلم را بسازند فرصت بكنند لم بدهند و صد بار فیلم را تماشا كنند.

پس دیگر استودیو نظری نمی‌دهد؟

آخرین نظری كه مسوول استودیو داد برای فیلم «جانگو آزادشده» بود. درگیر مدت زمان فیلم بودیم و من بخشی را حذف كردم و فكر می‌كردم بدون آن داستان فیلم پیش برود اما «ایمی پاسكال» در كمپانی «كلمبیا» (پس از دیدن فیلم) از من پرسید: «توی فیلمنامه بخشی نبود كه «شولتز» برای «جانگو» تاریخ «زیگفرید» و «برونهیلد» را توضیح می‌داد؟» گفتم: «بله، فكر كنم آن قسمت را حذف كردم.» او گفت: «نه اتفاقا من فكر می‌كنم آن قسمت خیلی مهم است.» بنابراین آن قسمت را بررسی كردیم و دیدیم حق با پاسكال است و این نظر خوبی بود.

حالا با «جانگو آزادشده» و «حرامزاده‌های بی‌آبرو» كه فیلم‌های موفقی هستند همه‌چیز متفاوت است؟ این فیلم‌ها پرفروش‌ترین‌ فیلم‌هایت هستند. به نظرت گیشه همه‌چیز را عوض كرد؟

تا وقتی كه داستان فیلم را قرار است خودم روایت كنم، این‌طوری راجع به موفقیت فیلم فكر نمی‌كنم اما از فیلم «گرایندهاوس» درس بزرگی گرفتم و سعی‌ام بر این است آن اشتباه را تكرار نكنم. من و «رابرت رودریگرز» عادت داشتیم كاری كه خودمان می‌خواهیم را از راه‌های غیرمعمول انجام دهیم و بیننده را دنبال خودمان بكشانیم. كم‌كم به این فكر می‌كردیم با داستان فیلم ما، مخاطب هر جا ما بخواهیم می‌آید. اما فیلم «گرایندهاوس» ثابت كرد این‌طور نیست. هنوز هم ارزش دارد این كار را بكنیم اما اگر از بی‌علاقگی مردم به این شیوه فیلمسازی باخبر بودیم، خیلی بهتر بود.

بارها گفتی وقتی مشغول كارگردانی فیلمی هستی، دوست داری جای رهبر اركستر را برای بیننده بگیری. با گذشت زمان، بینندگان از رمز و راز كار تو باخبر می‌شوند و به آن عادت می‌كنند، آیا این موضوع فیلمسازی را سخت‌تر می‌كند؟

راستش را بخواهید، مشكل بیننده‌هایی نیستند كه از شیوه كار من باخبر هستند. بیننده‌های بی‌خبر مشكل من هستند اما فكر می‌كنم بیننده‌ها هر روز نسبت به رمز و راز آثار من آگاه‌تر می‌شوند و این محصول زمان است. دهه ١٩٥٠ بیننده سطحی از هنر را درك می‌كرد كه بیننده در سال ١٩٦٦ آن هنر را مسخره می‌كرد و بیننده سال ١٩٧٨ به آن هنری كه بیننده سال ١٩٦٦ آن را خوب می‌دانست، می‌خندید. حیله‌اش این است كه به جلوتر از پیچ جاده فكر كنی، بنابراین بیننده ٢٠ سال بعد، كیلومترها جلوتر از آن پیچ به فیلم تو نمی‌خندد. افرادی كه «قصه‌های عامه‌پسند» را دیدند، می‌گفتند: «اوه، تا حالا همچنین فیلمی ندیده بودم. یعنی فیلم این‌ سبكی هم داریم؟» فكر نمی‌كنم این موضوع نكته فیلم باشد و نمی‌خواهم فكر آدم دیگری را مسخره كنم. فكر می‌كنم مردم «جانگو» و «حرامزاده‌های بی‌آبرو» را دیدند و نظرشان این بود كه شخصیت‌های فیلم خیلی نامتعارف هستند اما نكته فیلم را گرفته بودند و خیالشان آسوده شد. آنها نگفتند: «این دیگر چه فیلمی بود؟» و كاری را كه با این ژانر كرده بودم فهمیدند.

صحبت از ژانر شد، از نظر تو ژانر وسترن چیه؟ تعداد فیلم‌های وسترن خیلی زیاد نیست.

چند تا فیلم وسترن در حال ساخت است. «آنتونی فوكوآ» دارد فیلم «هفت خارق‌العاده» را با بازی «دنزل واشنگتن» می‌سازد، خب این یكی‌اش است. فیلم «جانگو» اینقدر خوب وسترن از آب درآمده بود كه غافلگیر شدم.

چیزی كه همیشه حقیقت داشته و دارد این است كه هیچ ژانر سینمایی وجود ندارد كه ارزش‌ها و مشكلات یك دهه را بهتر از آثار وسترنی كه طی آن یك دهه خاص ساخته شده، نشان دهد. فیلم‌های وسترن دهه ٥٠ امریكای تحت سلطه «آیزنهاور» (رییس‌جمهور) را بهتر از هر فیلم دیگری كه در آن دوره ساخته شد، نشان می‌دهد. فیلم‌های وسترن دهه ٣٠ انعكاسی از ایده‌آل‌های دهه ٣٠ هستند و در واقع، فیلم‌های وسترن دهه ٤٠ هم همین كار را كردند چون در آن زمان عنصری نوآر مانند به ژانر وسترن اضافه شد كه درون‌مایه‌های تیره داشت. آثار وسترن دهه ٧٠ به كل وسترن‌های ضد اسطوره‌ و ضدافسانه بودند مانند «وسترن‌هایی كه در مورد رسوایی واترگیت» ساخته شد. همه فیلم‌ها درباره ضدقهرمان‌ها بود و همه‌شان روحیه و طرز فكر هیپی‌ها یا نهیلیست را در خود داشت. فیلم‌ها درباره «جسی جیمز» و «مینه‌سوتا رید» بودند و در این فیلم‌ها «جسی جیمز» جنون آدمكشی داشت. در فیلم «بیلی كوچك كثیف» شخصیت «بیلیِ بچه» قاتل بامزه‌ كوچولویی به تصویر كشیده می‌شود. شخصیت «وایت ارپ» در فیلم «داك» به كارگردانی «فرانك پری» همان آدمی كه بود نشان داده می‌شود. فیلم‌های دهه ٧٠ این افراد را همان چیزی كه بودند نمایش دادند. در نتیجه، بهترین فیلم وسترنی كه دهه ٨٠ دیدیم «سیلورادو» بود كه به دوره ریاست‌جمهوری «ریگان» تعلق داشت.

پس «هشت منفور» درباره دهه ٢٠١٠ چه می‌گوید؟

اصلا سعی ندارم «هشت منفور» را به فرم‌ها و اشكال عصری كه در آن هستیم، بسازم. فقط می‌خواهم داستان خودم را بگویم. وقتی سعی داری این كار را بكنی، اوضاع یكم سخت می‌شود، مثل وقتی كه می‌خواهی وسترن هیپی یا وسترن ضدفرهنگی بسازی.

«هشت منفور» با پس‌زمینه جنگ داخلی امریكا روایت می‌شود، به نوعی شبیه به فیلم «خوب، بد و زشت».

«خوب، بد و زشت» وارد درگیری‌های نژادپرستانه جنگ داخلی نمی‌شود؛ اتفاقی است كه افتاده است. فیلم من روایت از هم پاشیده شدن كشور توسط این جنگ و روایتی از عواقب نژادپرستانه آن در شش، هفت، هشت یا ١٠ سال بعد است.

همین موضوع نژادپرستی هم نشانی از معاصر بودن فیلم دارد چون این روزها همه از نژادپرستی حرف می‌زنند.

می‌دانم. این نژادپرستی خیلی من را هیجان‌زده می‌كند.

هیجان‌زده؟

بالاخره درباره مساله برتری سفیدپوست‌ها صحبت می‌شود و همه با این مساله در زندگی‌شان سروكار دارند و فیلم هم به این موضوع می‌پردازد.

چطور اتفاق‌هایی كه در بالتیمور و فرگوسن افتاد راه خود را به «هشت منفور» باز كردند؟

این اتفاق‌ها از ابتدا در فیلمنامه هشت‌منفور بودند. در بخش‌هایی از این فیلم كه هنوز تدوین‌نشده‌اند هم هستند. الان قرار بر این است هشت منفور را با وقایع روز بسازیم. ما سعی نداریم فیلم را به روز بسازیم. اتفاقی این‌طور شد. من از این حقیقت كه مردم درباره نژادپرستی نهادینه شده‌ای كه در این كشور وجود داشته و انكار شده حرف می‌زنند و با آن سروكار دارند، خوشم می‌آید. احساس می‌كنم این فیلم یك فیلم دیگر مربوط به دوران دهه ٦٠ است؛ زمانی كه مردم قبل از اینكه همه‌چیز عوض شود، مجبور بودند آن روی زشت خودشان را به نمایش بگذارند. امیدوارم كه این اتفاق حالا هم بیفتد.

به سینما برگردیم: «استیون اسپیلبرگ» و «جورج لوكاس» نسبت به آینده صنعت فیلم بدبین هستند. آنها نگرانند اگر یك مجموعه فیلم با استقبال روبه‌رو نشد، كل صنعت فیلمسازی از درون خواهد پاشید. تو هم این نگرانی را داری؟

بدبینی من از فیلمسازی مجموعه فیلم نیست. از وقتی به دنیا آمدم این اتفاق در حال رخ دادن است. حالا می‌شود از مجموعه فیلم‌های «ترانسفورمرز» حرف زد، اما وقتی بچه بودم می‌شد از «سیاره‌ میمون‌ها» و «جیمز باند» حرف زد و اصلا برای دیدن این فیلم‌ها صبر نداشتم. راستش را بخواهید وقتی مصاحبه‌مان تمام شود می‌خواهم بروم و فیلم جدید «گای‌ریچی»، «مردی از یو. ان. سی. ال. ای» را ببینم. نمی‌دانم چرا اسپیلبرگ و لوكاس از این جور فیلم‌ها بهانه می‌گیرند. آنها نبایدمجموعه فیلم‌ها را كارگردانی كنند.



اعتماد

مد و مه/سه شنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۴





نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : کوئنتین تارانتینو، دانلود رایگان فیلم های کوئنتین تارانتینو، دانلود رایگان فیلم هشت منفور با لینک مستقیم، نقد آثار تارانتینو، دانلود رایگان فیلم، برندگان اسکار 2015، مجله ادبی،
لینک های مرتبط :




1396/09/16 20:53
Hi, I do believe this is a great website. I stumbledupon it ;
) I may revisit yet again since i have saved as a favorite it.

Money and freedom is the best way to change, may you be rich and
continue to help others.
1396/05/15 17:49
Hello, yes this piece of writing is genuinely good and I have learned lot
of things from it concerning blogging. thanks.
1396/04/4 21:56
core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب اصل آیا واقعا
کار کاملا با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما در واقع قادر به
من مؤمن متاسفانه فقط برای کوتاه در حالی که.
من با این حال کردم مشکل خود را با فراز در مفروضات و یک خواهد را سادگی به
پر همه کسانی شکاف. در صورتی که شما که
می توانید انجام من می قطعا بود تحت تاثیر قرار داد.
1396/02/25 10:42
No matter if some one searches for his required thing, thus he/she wishes
to be available that in detail, therefore that thing is maintained over here.
1396/01/22 20:33
Great article, exactly what I was looking for.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر