تبلیغات
مجله ادبی مثلث - مروری بر زندگی و کارنامه ادبی محمود گلابدره‎ای
 
مجله ادبی مثلث
ادبیات ایران و جهان
                                                        
درباره وبلاگ

جهت هماهنگی برای معرفی رایگان آثار خود از جمله داستان، شعر و نقد و نیز معرفی کتابهایتان ایمیل بدهید.

Hdolatabadi@yahoo.com
مدیر وبلاگ : امیر حامد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

چاپ این صفحه

روزگار برزخی بچه شمرون!/ حمید رضا امیدی سرور

مروری بر زندگی و کارنامه ادبی محمود گلابدره‎ای

محمود گلابدره‎ای زندگی پر فرازو نشیبی را پشت سر گذاشته، این فراز و نشیب هم صرفا به معنای گذراندن روزگاری سخت نبوده، هرچند که از این عمر هفتاد سه ساله، لااقل یک سوم آن را به سختی روزگار گذرانده، سختی از نوع خانه بدوشی یا روزگار گذراندن در خانه‎های اجاره‎ای بدون امکانات اولیه زندگی با جیب خالی و  در بهترین حالت درآمدی ناچیز از راه نوشتن (درآمد نوشتن هم که اگر کاسب نباشی در این دیار حتما ناچیز است!)، چند سالی هم ماشین فولکس استیشنش برای او هم خانه بوده و هم ماشین و از این دست…بنابراین زندگی او سخت بوده  و در عین حال بسیارهم پر ماجرا . آشنایی با جلال، چرخیدن دور و اطراف او، دم خور شدن با برخی از رو شنفکران، سفر به انگلستان، تجربه حضور و مبارزه در سالهای انقلاب و همچنین جنگ و سرک کشیدن به مناطق جنگی،  محکوم شدن به قتل پدر (!) و درگیری با محاکم قضایی، گذراندن چند ماهی زندان، تبرئه شدن، مهاجرت به اروپا (سوئد)، سفر به امریکا قریب به ده سال در بدری و سفر در ایالت های مختلف این کشور پهناور، دوری و جدایی از خانواده و فرزندان، ماندن در تنهایی و…این ها یعنی یک زندگی پرفراز و نشیب پر از ماجرا های ریز و درشت که می‎تواند بهترین مصالح برای نوشتن داستان باشد. گلابدره ای نیز از این مصالح استفاده کرده ، زیاد هم استفاده کرده ، جوری که راه را بر خلاقیت و خلق داستان با اتکا به ذهنی داستانگو بسته و اغلب صرفا اتکا کرده به همین تجربیات مستقیم. با این اوصاف شاید این دست آثار او به لحاظ مضمونی جذاب تر باشند، اما الزاما به لحاظ ادبی نمی توانند بهتر فرض شوند. به خصوص اینکه خود گلابدره ای هرجا که اعتدال را رعایت کرده و به خلق ذهنی داستان نیز توجه داشته نتیجه بهتری گرفته. نمونه اش برخی از آثار نخستین او و به خصوص مهمترین رمانش پرکاه.


گلاب‎دره‎ای از بیست و یکی دو سالگی نوشتن را آغاز کرده، شیفته جلال آل احمد بوده؛ آدمی هم که با جلال دم‎خور باشد جای تعجب نیست اگر دلبسته نیما هم باشد. در جوانی چند سالی را در لتدن گذرانده به یادگیری زبان و ادبیات انگلیسی و آنقدر در این زمینه مسلط شده که بعدها اشعاری را به این زبان سروده و منتشر کند. از اواخر دهه چهل تا اواسط دهه شصت را در ایران زندگی کرده، که مصادف بوده با سالهای پرجوش و خروش مبازره و پیروزی انقلاب و بعد هم جنگ تحمیلی؛ گلاب دره‎ای در این دوره در کنار داستان‎نویسی کارها و مشاغل گوناگونی را پست سر گذاشته در جریان انقلاب مشارکت جدی داشته هم به صورت قلمی و هم دوشادوش مردم  و در راه‎پیمای‎ها. در میانه دهه شصت ابتدا خانواده‎اش را به سوئد می‎فرستد (همسرش سوئدی بوده)، اما خودش به خاطر درگیری در ماجرایی قضایی که او را به قتل پدرش محکوم کرده بوده، مدتی را در ایران می‎ماند و یک سال بعد تبرئه شده و راهی می‎شود و یک سال بعد هم تک و تنها راه می افتد طرف  امریکا که این دومی ده‎‎‎‎ سالی با گشت و گذار در این کشور همراه شده.  در سوئد مدتی را مسئول انتخاب آثار ادبی‎ای می شود که دولت سوئد از نویسندگان فارسی به زبان فارسی و برای مهاجران ایرانی منتشر می‎کرده. اما مدتی بعد به گفته خودش به دلیل سفارش‎هایی که از این و آن می‎رسده تا آثار آتها را انتخاب کند!  این کار را رها کرده و عزم سفر به ینگه دنبا می‎کند.  جالب اینکه سفارت امریکا در سوئد به سختی ویزا می داده، اما وقتی گلابدره ای درباره علت سفرش به امریکا اینطور جواب می دهد که می‎خواهم بروم در سواحل فلوریدا حمام آفتاب بگیرم چون سوئد آفتاب ندارد…در خواست ویزای او به راحتی پذیرفته می شود!  به هر حال ده سالی را در آمریکا ‎گذراند، از این ایالت به آن ایالت، با جیب خالی؛ چند تا کاری هم به او پیشنهاد می شود که که چندان به مذاقش خوش نمی آید و تنها مدت کوتاهی بدانها می پردازد.

در سالهایی که زمزمه اصلاحات درگرفته بود، به کشور باز گشت با پنج هزار دلار امریکایی در جیب که همان ابتدا دوستی تمام سرمایه او را از چنگش در آورد و در طول سالهای بعد جوری به او برگرداند که اصلا به چشمش نیامد و تنها توانسته با فعالیت‎های جسته گریخته قلمی‎اش در این دوره به سختی گذران زندگی کند. مدتی در یک فولکس استیشن که هم خانه‎اش بود و هم ماشینش و بعد هم با اجاره نشینی و یک زندگی بسیار ساده و محقر. هنگام درگیری با بیماری هم از عهده هزینه‎های بیمارستانش به سختی برآمده آن هم با کمک های ارشاد که در چنین مواقعی و برای چنین آدمهایی کار مهمی محسوب نمی‎شود! دست آورد قریب به پنجاه سال قلم زدن و زیستن با ادبیات برای او یک زندگی دشوار بوده و کتابهایی که یکی از دوستان نزدیکش (علی خلیلی) را متولی انتشار آن کرده؛ یک رزمنده جانباز، حال اینکه در این عمر هفتاد و سه ساله چگونه یک رزمنده و جانباز می‎شود معتمد محمود گلاب‎دره‎ای تا عزیز ترین یادگارهایش را به او بسپارد، خود حکایتی ست در خور توجه.

دال - محمود گلابدره ای

دال - محمود گلابدره ای

گلابدره‎ای با وجود نوع زندگی‎اش نویسنده‎ای نسبتا پرکار محسوب می‎شود، گویا از هر فرصتی برای نوشتن استفاده کرده، بی‎شک اگر زندگی مرتب و روبه‎راه‎تری می‎داشت تعداد آنها بیشتر هم می‎شد که به هرحال به روایت خود او یکی از کارهایش توسط دوستی ضبط و به نام خودش منتشر شده! یکی در آتش سوزی خانه اش از بین رفته و ظاهرا چند تایی هم منتشر نشده از او باقی مانده.

بگذریم به زندگی پر فراز و نشیب گلابدره‎ای اشاره کردم تا به اینجا برسم با این نوع زندگی که قطعا تجربیات بسیاری برای او داشته نباید تعجب بکنیم که چرا گلابدره‎ای نویسنده‎ای کم و بیش مستندگراست و این مستندگرایی در برخی آثارش چنان پر رنگ شده که رویکرد قالب آن محسوب می‎شود. مثل دوتا از مهمترین آثارش یعنی «لحظه‎های انقلاب» و «ده سال هوملسی در امریکا».  در این آثار گلابدره‎ای بیش از آنکه نویسنده‎ای خلاق و آفریننده باشد، نقال خاطرات پر ماجرایی‎ست که پشت سر گذاشته است. در دیگر آثار او همانند رمان «دال» نیز این ویژگی کم و بیش دیده می‎شود، البته با شدت کمتر.

محمود گلابدره‎ای نخستین داستانهایش را در اوایل دهه چهل نوشته که در مجله صبح امروز منتشر شده. انتشار نخستین رمانش اما مربوط است به سال ۱۳۴۹ زمانی که از سفر لندن به ایران برگشته رمانی با عنوان سگ کوره پز که در همان آغاز از او سیمای نویسنده ای مردم‎گرا را ترسیم می‎کند، این رمان داستان زندگی کودکانی‎ست که در بخشهای حاشیه‎ای شهر تهران زندگی دشواری را می‎گذرانند. در این رمان همدلی نویسنده با دردها و رنج‎های شخصیت‎های رمانش تا آنجاست که به این رمان کیفیتی ناتورالیستی می دهد.

سال ۱۳۵۳ مجموعه داستان ابادز نجار را منتشر می‎کند، داستانهایی در روال رمان نخست او که رنگ بویی اعتراضی نیز نسبت بی‎عدالتی‎های اجتماعی آن دوران در آن می‎توان مشاهده کرد. در همین سال او پرکاه را منتشر می‎کند که به زعم بسیاری مهمترین رمان اوست. در این رمان نیز گلابدره‎ای درد طبقات فرودست و نبود عدالت اجتماعی را بازتاب داده. روایت بی‎پرده و عریان او در پاره‎ای بخش‎های رمان ( که در خانه های بدنام می گذرد) اگرچه به نیت نشان دادن فاصله طبقاتی و عقده‎های فرزند خانواده‎ای ثروتمند در محلات پست و پایین شهر صورت گرفته، اما امکان انتشار این رمان را در این سالها منتفی ساخته!

رمان بادیه (۱۳۵۷) نیز در ادامه پرکاه و با همان دغدغه‎ها نوشته شده  و تکرار همان مایه‎ها باعث شده عملا چیز تازه ای را به کارنامه او اضافه نکند.

مهمترین و معروف ترین اثر گلاب‎دره‎ای در دل روزهای انقلاب شکل گرفته و اندک زمانی بعد از آن منتشر می‎شود. مهمترین ویژگی کتاب در رویکرد مستندگرای نویسنده در ثبت وقایع انقلاب است که آن را به سندی دست اول در بازتاب مبارزات مردمی در روزهای انقلاب بدل کرده، خاصه اینکه خود گلابدره‎ای نیز در آن وقایع حضوری مستقیم داشته.

همانگونه که از گلابدره‎ای انتظار می‎رود او یکی از نخستین آثار داستانی درباره روزهای جنگ را هم می‎نویسد. اسماعیل اسماعیل (۱۳۶۰) ماجرای پیرمرد و پیرزنی در منطقه‎ای جنگ زده است که به عشق پسر به جنگ رفته خود حاضر نیستند منطقه جنگ زده را ترک کنند. این رمان کوتاه بعد از سفر گلابدره‎ای در همان سالهای نخست جنگ به مناطق جنگی نوشته شده. سالهای نخست دهه شصت همزمان با ایامی که او عزم سفر به خارج از ایران دارد، ایام پرکاری برای اوست: حسین آهنی (۱۳۶۱) پرستو (۱۳۶۳)، صحرای سرد (۱۳۶۴) ، آهوی کوهی (۱۳۶۵) و سرنوشت بچه شمرون (۱۳۶۵) و دال (۱۳۶۵) منتشر کرد که این آخری، لااقل به دلیل تازگی مضمون، مهمترین اثر او در این دوره محسوب می‎شود چون گلابدره‎ای تجربیات خود از سفر به سوئد را دستمایه نوشتن رمانی درباره سرخوردگی‎های ایرانیان مهاجر در سوئد کرده.  شخصیت اصلی این رمان، نبی شمیرانی که پس از چند سال دوری از خانواده‎اش به سوئد می‎رود، درواقع کسی نیست جز خود نویسنده که به دلیلی مشابه به این کشور سفر کرده. او در این رمان در کنار نمایش برزخی که ایرانیان مهاجر در آن گرفتار آمده‎اند (تقابل سنت و مدرنیته‎ای هویت باخته) سعی می‎کند نگاهی منتقدانه نیز به زندگی سرد و بی روح مردم در کشور سوئد داشته باشد. کتاب کوچک «حسین آهنی» که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در منتشر شده داستان کوتاهی است درباره روزهای انقلاب، با همان بافت خاطره‎گویانه که به شرح مبارزه و شهادت برادر ناتنی راوی می پردازد و به لحاط ادبی برجستگی خاصی ندارد.

حسین آهنی - محمود گلابدره ای

حسین آهنی - محمود گلابدره ای

گلابدره‎ای بعد از بازگشت به ایران تا سال ۱۳۸۰ اثری منتشر نکرد تا اینکه در این سال «ده‎سال هوملسی در امریکا» را براساس تجربیات خود در گشت و گذار در امریکا با رویکردی انتقادی نسبت به زندگی امریکایی نوشت و اثری که قرار بود در ۲۴ جلد (!) نوشته شود،اما سرخوردگی او از نحوه انتشار و پخش ضعیف کتاب بدانجا ختم شد که تنها دو جلد آن نوشته و  منتشر شود (ناشر بدون هماهنگی با نویسنده عنوان کتاب را از ده سال در امریکا به ده سال هوملسی در امریکا عوض کرد که این مسئله دلخوری شدید گلابدره‎ای را به همراه داشت، نحوه فروش کتاب هم ظاهرا از طریق پستی و پس از واریز کردن بهای کتاب توسط خریدار به شماره حساب ناشر بوده!) . البته کم نبوده آثاری از گلاب دره‎ای که قربانی پخش بد ناشر شده‎اند و باوجود اینکه مدت زمان زیادی از انتشار آنها نمی گذرد اما اغلب در دسترس نیستند.

آقا جلال به روایت تازه (۱۳۸۰) حاصل سالهای دوستی و شاگردی جلال است گلابدره‎ای در این اثر کوشیده با استفاده از فرمی نو و روایتی رمان‎گونه و تماما دیالوگ محور، تصویری متفاوت از زندگی و مرگ جلال ارائه کند.

مادر (۱۳۸۱)، منیر (۱۳۸۳)، حکومت نظامی (۱۳۸۳) و «زن نویسنده و هاویه هوو»از دیگر آثار او در این سالهای هستند که بیشتر بازتاب دهنده زندگی دشوار او در این سالها و کم حوصلگی پیرمردی خسته هستند تا طراوت و نوآوری برخی از آثار قدیمی او. با اینحال او نشان می‎دهد هنوز نویسنده‎ای‎ست معتقد به مردم، با دغدغه پرداختن به رنج ها و دردهای زندگی آنها و البته همچنان معتقد به انقلاب.

نسخه کوتاه تر این نوشته ابتدا در نشریه پنجره منتشر شده.

انتشار در مد و مه: دوم شهریور ماه ۱۳۹۱





نوع مطلب : مثلث: شخصیت ها، 
برچسب ها : اسماعیل اسماعیل، بادیه، حسین آهنی، دال، ده سال هوملسی در امریکا، سگ کوره پز، لحظه های انقلاب، محمود گلابدره یی، پرستو، پرکاه،
لینک های مرتبط :




1396/12/4 04:34
سلام فقط می خواستم به شما سر بزنم. به نظر می رسد متن در پست شما از صفحه نمایش در Chrome خسته شده است.
من مطمئن نیستم که آیا این یک مسئله قالببندی یا چیزی برای سازگاری با مرورگر وب است، اما فکر کردم که می خواهم پست بگذارم تا بفهمم.

طرح خوب است هر چند! امید است مشکلاتت بزودی حل شود.
خیلی ممنون
1396/09/3 16:45
ما یک گروه از داوطلبان هستیم و یک طرح جدید در جامعهمان ایجاد میکنیم.
وب سایت شما با اطلاعات ارزشمندی برای کار کردن به ما ارائه داد.
شما یک کار مهیج انجام داده اید و کل محله ما می تواند از شما سپاسگزار باشد.
1396/08/8 19:52
تحسین تعهد شما را به وبلاگ خود و اطلاعات دقیق ارائه می دهد.
خوب است که هر روز یکبار یک وبلاگ بیاورید که همان مواد قدیمی را از دست ندهید.

خواندن بزرگ من سایت شما را ذخیره کرده ام و RSS شما را اضافه می کنم
به حساب Google من فید می شود
1396/08/8 16:26
سلام به شما اجازه می دهم که به من اطلاع دهید که چه میزبان هستید
استفاده كردن؟ من وبلاگ خود را در 3 مرورگر کاملا متفاوت بارگذاری کرده ام و باید این را بگویم
وبلاگ بارها خیلی سریعتر و بیشتر. آیا می توانید توصیه کنید
ارائه دهنده میزبانی خوب در یک قیمت صادقانه؟
ممنونم و بابتش سپاسگذارم!
1396/08/8 15:19
تبادل لینک هیچ چیز دیگری نیست اما فقط قرار دادن شخص دیگری است
پیوند وب سایت در صفحه شما در محل مناسب و شخص دیگری نیز برای شما انجام خواهد شد.
1396/08/8 15:14
به عنوان مدیر این سایت در حال کار است، بدون شک بسیار سریع به دلیل کیفیت آن مشهور خواهد بود
فهرست.
1396/07/30 04:03
سلام من وبلاگ خود را با استفاده از msn پیدا کردم. این مقاله خیلی خوب نوشته شده است.
من مطمئن هستم که آن را نشانه گذاری کرده و به خواندن بیشتر اطلاعات مفید خود برگردم. از پست شما متشکرم
مطمئنا برگشتم
1396/07/15 14:41
برای پشتیبانی از من یک صفحه وب شگفت انگیز است
که به نفع دانش من مفید است. با تشکر
مدیر سایت
1396/06/18 03:12
Does your site have a contact page? I'm having a tough time locating it but,
I'd like to shoot you an email. I've got some suggestions for your blog
you might be interested in hearing. Either way, great
blog and I look forward to seeing it expand over time.
1396/05/10 20:26
Superb post however , I was wondering if you could write a litte more on this topic?
I'd be very grateful if you could elaborate a little bit further.
Cheers!
1396/02/25 11:37
It's an amazing paragraph in support of all the internet users; they will get
benefit from it I am sure.
1396/02/24 08:40
Howdy this is kinda of off topic but I was wanting to know
if blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually code with HTML.
I'm starting a blog soon but have no coding know-how so I wanted
to get advice from someone with experience. Any help would be greatly appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر