تبلیغات
مجله ادبی مثلث - رابیندرنات تاگور از نگاه دیگران
مجله ادبی مثلث
ادبیات ایران و جهان
آلبر کامو  ویلیام فاکنر اگزوپری صادق هدایت

ترجمه سعید فیروز آبادی‎

رابیندرنات تاگور از نگاه دیگران

رومن رولان، ۱۹۲۳

شاید برای شما جالب باشد که بدانید در تمامی جهان بسیار خویشتن را به اندیشه‎ی شما نزدیک حس می‎کنم و روح هند را به همان‎گونه که گاندی در خرد پرتوافشان و دل شعله‎ور خود مطرح می‎کند، موطنی دیگر برای خود می‎دانم و در آن جا دست و پای خویش را رها از قید و بند اروپای خشک اندیشی دراز می‎کنم که خود بال و پرشکسته است.


آور بیندو گش، ۱۹۳۱

باید تنها این نثر انگلیسی‎[ترجمه‎ی گیتانجالی‎]را به همان زیبایی که هست، با شعر اصلی‎ مقایسه کرد تا دریافت با این ترجمه چه مطالبی از بین رفته است. اما در آن با موفقیت از حسی‎ بهره جسته‎اند که در پی جلب رضایت خواننده‎ی انگلیسی است، اما هیچ‎گاه قادر نیست گوش و خرد آن انسانی را آکنده سازد که زمانی نغمه‎های سحرآمیز این نغمه‎سرا[تاگور]را به زبان اصلی‎ شنیده است.

آلبرت شوایتزر ۱۹۳۵

در آثار تاگور دیگر نشانی از آن نفی جهان و زندگی را نمی‎یابیم که برای تأیید اخلاقی جهان و زندگی به مصالحه‎های خرد و کلان تن در می‎دهد. تأیید اخلاقی جهان و زندگی، کاملا در این آثار وجود دارد و این تأیید بر جهان‎بینی او حکمفرماست و هرگز تاب هرگونه نفی جهان و زندگی در کنار خود را نمی‎آورد. . . و این یعنی کاری سترگ. تکاملی که از سده‎های گذشته آغاز شده است، در آثار تاگور به پایان طبیعی خود می‎رسد و این گوته‎ی هند تجربه و باورهای شخصی خود از این‎ حقیقت‎[تأیید اخلاقی جهان و زندگی‎]را ژرف‎تر، قدرتمندتر و جذاب‎تر از همه‎ی گذشتگان بیان‎ می‎کند. آری، این اندیشمند بس ژرف، ناب و یکدل فقط متعلق به ملت خود نیست، بلکه به‎ تمامی بشریت تعللق دارد.

کشیتی مهاسن، ۱۹۳۹

نبوغ و شخصیت رابیندرانات تاگور چنان گسترده و پیچیده است که من در شگفتم پس از سی سال دوستی صمیمانه شناخت من تا چه حد اندک بوده است. هرگز به حال شرح نویسان‎ آینده‎ی او حسد نمی‎برم.

آلکس آرنسون، ۱۹۴۳

رابیندرات از نمادهایی بهره می‎جست که درک آن‎ها حتی برای هموطنان او دشوار بود. این‎ نمادها برگرفته از بستر فرهنگ ملت هند و باقی آن، گوهرهای پنهان در گنجینه‎ی تمدن کهن هندی‎ بود و در آثارش همین نمادها حیاتی تازه و هدفی متناسب با عصر حاضر می‎یافت. . . تنها با بهره‎گیری ناآگاهانه از این نمادها بود که تاگور آن‎ها را مبدل به نماد پویایی می‎ساخت و این‎ پویایی به هیچ دوره‎ی خاصی تعلق نداشت.

ادوارد تامپسن، ۱۹۴۶

بیشترین ایراد آثار او یکنواختی است. . . که تا حدودی به دلیل پرشماری آثار اوست. در جریان خلاقیت و آفرینش ادبی او تنها وقفه‎هایی کوتاه را می‎بینیم. این نین خرد او هیچ‎گاه به‎ کفایت آماده‎ی آن نبود که اندیشه‎ها و تجربه‎های جدید را گردآورد. . . در آثار رابیندرات هر اثری‎ مرتبط با اثر بعدی است. . . و از انبوه کارهای او می‎توان دریافت که شاعری پرافت و خیز است. . . شاید هیچ شاعری که چنین فراوان شعر سروده باشد، هرگز به آن مرتبه‎ی بلند تکامل شعری چون‎ او نرسیده باشد. . . این همان افت و خیز نهفته در اندیشه‎ی او و درونمایه‎ی شعرهایش است.

هرمان هسه، ۱۹۵۷

این‎که به نظر می‎رسد تاگور را در غرب اکنون تا حدودی فراموش کرده‎اند، پدیده‎ای مبتنی بر قانونی کلی و تاریخی است.

هرمان هسه

هرمان هسه

شهرت پس از مرگ کاستی می‎گیرد و به فراموشی سپرده می‎شود و تازه مدت‎ها بعد و زمان‎های بسیار دور جهان به خود زحمت می‎دهد تا آن شهرت گذشته و فراموشی حال را به درستی دریابد. . . تاگور در دوره‎ی پس از جنگ جهانی اول نه تنها در اروپا شهرت فراوانی داشت، بلکه بسیار مطرح بود و جهان یکباره با او چنان رفتار کرد که گویی‎ عزیزان خویش را با میل و رغبت برای لطفی که در حق او روا داشته‎اند، مجازات و تنبیه می‎کند.

راتیندرنات تاگور، ۱۹۵۸

پدرم به نهایت خلق و خویی مهربان داشت، ولی موجودی بسیار پیچیده بود. سرشت او به‎ نهایت خجول و حساس بود و به همین دلیل هم هیچ‎گاه نمی‎دانست که با انسان‎ها و نابسامانی‎ها چگونه رفتار کند. در عین حال بسیار دمدمی مزاج بود و گاهی همگان را برای‎ گوشه‎نشینی سرزنش می‎کرد و دوستانش (اغلب علاقمندان جوان خود) را با اندیشه‎هایی نغز و طنزآمیز سرگرم می‎ساخت و گاهی هم‎چنان در خود فرو می‎رفت که هیچ کس نمی‎توانست‎ اندیشه‎های او را دریابد. نیک بخت‎ترین حال او زمانی بود که با کودکان بازی می‎کرد، گویی خود یکی از آنان بود.

جان کلام این که انسانی پر محبت تر از او نمی‎شناسم و هرگز کسی چون او را ندیده‎ام که تا این‎سان احترام دیگران را برانگیزد.

بودادب بزه، ۱۹۶۳

جوان و ناپخته بودیم، اما حس می‎کردیم که با خواندن آثار تاگور زمانه‎ی خویش را به خوشی‎ سپری می‎کنیم و با این آثار متحول می‎شویم و جهان به قالب سخن در می‎آید. . . با نگاهی به‎ گذشته باور دارم که نسل ما بسیار فراتر از قلمرو سخن مرهون تاگور است، زیرا با سخن او ابر باران زا و افول خورشید را بس زیبا می‎پنداشتیم. تاگور رنج‎های ما را شدیدتر و شادکامی ما را لطیف‎تر ساخت و به ما آموخت که کسی شویم و چون اعدادی صرف غرق جامعه نگردیم و واژه‎ی هراس‎انگیز “عشق” را بر لب آوریم. او حساسیتی جدید را در ما پدید آورد، منظورم گونه‎ای‎ از رفتن به ژرفاهاست و ما در پی هوا، به رغم تمامی قوای تحلیل رفته‎ی خود می‎کوشیدیم در این‎ جریان آب تکیه‎گاهی بیابیم. تاگور ما را که تازه آن قالب‎گرایی سده‎های میانه در هنر را پشت سر

نهاده بودیم، دستخوش پریشانی و هیجان درک شعر اروپا کرد و خود شاهد بودیم که او تک و تنها و بی‎هیچ یار و یاوری زبان بنگالی را به ادبیات جهان پیوند داد و دریچه‎ی جهان را به روی ما گشود.

نیراد چودهوری، ۱۹۸۷

اگر از من بپرسند، بزرگ‎ترین شاعر هند از دوره‎ی باستان تا امروز کیست، با ایمانی راسخ پاسخ‎ خواهم داد: “تاگور” . . . اما جای بسی تأسف است که عظمت او در مقام شاعر هرگز چون گوته، هوگو و تولستوی به رسمیت شناخته نشد.

الکرانجان داسگوپته، ۱۹۸۷

اگر تاگور هنوز زنده بود، بی‎شک در می‎یافت که او را به درستی نشناخته‎اند. او را امروزه‎[در آلمان‎]تقریبا کسی نمی‎شناسد، ولی در سرزمینی دور دست او را به سان پیامبر می‎دانند و سخنان کوتاه او را بر تقویم‎های رومیزی می‎نگارند. گناه این امر بر گردن خود اوست، زیرا باور داشت که مهم‎ترین وظیفه‎ی شاعری جهانی، یعنی به همان‎گونه که معاصرانش او را می‎پنداشتند، آن است که بشارت‎های او پیوسته بشر دوستانه باشد.

نقل از کلک

انتشار در مد و مه: مرداد ۱۳۹۱





نوع مطلب : مثلث: شخصیت ها، 
برچسب ها : ادبیات هند، رابیندرانات تاگور، رومن رولان، هرمان هسه، دانلود جدیدترین آلبوم حمید حامی، دانلود موزیک رسمی المپیک، فیلتر شکن سونیک،
لینک های مرتبط :
1396/05/10 20:42
Woah! I'm really loving the template/theme of this website.

It's simple, yet effective. A lot of times it's very difficult to
get that "perfect balance" between usability and visual appearance.
I must say that you've done a excellent job with this.
In addition, the blog loads very quick for me on Safari. Outstanding Blog!
1396/04/5 01:50
I am very happy to read this. This is the type of manual that needs to
be given and not the accidental misinformation that's
at the other blogs. Appreciate your sharing this greatest doc.
1396/02/25 17:53
Pretty! This was an incredibly wonderful article. Thank you
for providing this info.
1396/02/25 09:27
Hmm it looks like your website ate my first comment (it was extremely long)
so I guess I'll just sum it up what I submitted and say, I'm
thoroughly enjoying your blog. I too am an aspiring blog
blogger but I'm still new to the whole thing.
Do you have any points for newbie blog writers? I'd certainly appreciate it.
1391/05/26 18:09
سلام دوست عزیز

" روزگار ما: حکایت دغدغه های یک مدیر " با یه مطلب اجتماعی جدید بروز شد :
" حکایت پشت بام و شیرجه های انتحاریِ برخی ! "

خوشحال میشم سری بزنی... نظرتُ بگی... و توی نظر سنجیم شرکت کنی ...

در انتظار میزبانیت هستم...

روز خوبی داشته باشی .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین