تبلیغات
مجله ادبی مثلث - نگاهی به زندگی و آثار ویلیام گلدینگ
مجله ادبی مثلث
ادبیات ایران و جهان
آلبر کامو  ویلیام فاکنر اگزوپری صادق هدایت


آمیختن تخیل و واقعیت/ ژاله مساعد

نگاهی به زندگی و آثار «ویلیام گلدینگ»

ویلیام جرالد گلدینگ، نویسنده انگلیسی و برنده جایزه ادبی نوبل سال ۱۹۸۳ بی‎آنکه چندان منزوی باشد، فقط اجازه‎ی نگاهی اجمالی به گذشته و زندگیش را داده‎ است. از مصاحبه و گفتگو‎های  معمول و مرسوم اجتناب ورزیده، و در سخنرانی‎های ی که در انگلستان و آمریکا ایراد کرده، تنها به ادبیات و اندیشه‎ی متجلی در آثارش پرداخته‎ است. ای خصوصیت، در رمان‎های  او نیز کاملا مشهود است. شخصیت‎های  او هیچ‎ توجهی به مسائل روزمره و حوادث پیش پا افتاده‎ای که زندگی مردم عادی را در بر می‎گیرد، نشان نمی‎دهند. و هیچ‎یک از رمان‎های  گلدینگ، انعکاس زندگی معمول و ماجرا‎های  عام‎پسندی نیست که برای جلب روشنفکران گریزی نیز به فلسفه و سیاست و مذهب‎زده باشد.

بنابراین، باتوجه به اطلاعات اندکی که از گلدینگ در دست است، باید او را از خلال نوشته‎‎هایش شناخت، که در آنها نیز”نویسنده‎”بیش از شخص گلدینگ مطرح‎ است.

تولد گلدینگ در سال ۱۹۱۹ اتفاق افتاد. درست هفت ماه پس از فرو رفتن کشتی‎ تایتینک به اعماق دریا. این حادثه یکی از عمده‎ترین عوامل زمینه‎ساز و محرک‎های  اولیه‎ در شکل‎گیری فلسفه‎ای به شمار می‎آید که بعدها بر آثارش تسلط یافت. زیرا زمانی که پسر بچه‎ای بیش نبود، یکبار مادرش به او گفت: آگاهی و درکش از دنیا، به عنوان‎”مکانی‎ دلفریب و پرنشاط، اما پرمخاطره و ناپایدار”، به آن روزی برمی‎گردد که خبر غرق شدن‎ تایتینک را شنید. و این گفته در لوح ضمیر کودک نقش بست.

کودکی گلدینگ کم‎وبیش در انزوا سپری شد. درباره اولین روز مدرسه‎اش می‎نویسد:

” تا به آن روز، من کسی را بیرون از دایره افراد خانواده، و چیزی جز قدم زدن با پرستارم یا پدر و مادرم، و گذراندن تعطیلات تابستان در ساحل خلوت دریا نشناخته‎ بودم.

من فاقد قدرت مقابله، و سخت مشتاق پیروزی بودم، و می‎دانستم که در مدرسه‎ مشت و لگد خوردن‎های  فراوان انتظارم را می‎کشد. اما هیچ فکرش را نمی‎کردم که در این‎ مکان از تنبیه و تادیب، و ضرورت یادگیری اعداد و ارقام هم خبری باشد. اعداد برایم‎ جذابیتی نداشت، اما شوق وافری در یادگیری کلمات و واژه‎‎های  خاص خود داشتم. من‎ به جای جمع کردن تمبر و یا تخم پرندگان، کلکسیون‎”کلمه‎”داشتم. در کلاس وقتی که‎ بای مشق‎های م را می‎نوشتم، یا چهار پرتقال را به‎طور مساوی بین دو پسر بچه فقیر و بدبخت‎ تقسیم می‎کردم، سخت سرگرم نوشتن لیست کلمه‎‎های  جدید و خود ساخته‎ای می‎شدم که‎ با تماشای تصاویر کتاب‎های  درسی به ذهنم خطور کرده‎بود. “

شیفتگی او به ادبیات و”کلمه به خودی خود”در دوره‎ی دبیرستان نیز به قوت خود باقی ماند، در طول تعطیلات تابستانی و بازگشت به ساحل آرام دریا-به یقین تصاویری‎ از آن در بخش‎های ی از رمان‎های  اولیه‎اش به خصوص‎”پینچر مارتین‎”و”سالار مگسها” منعکس شده است-با شدت بیشتری ادامه داشت. جرالد گلدینگ خردسال، علاقه‎ی شدیدی به مطالعه آثار ادبی پیدا کرده و به‎”اودیسه‎”اثر هومر دلبستگی خاصی یافت. “هنوز هم، ده سطر پایانی فصل نهم (اودیسه) را به خاطر می‎آورم. در روی آن‎ صفحه چند دانه شن دیده می‎شد. در کنار دریایی که خود را به خشکی می‎کوبید، به پشت‎ لمیدن و گوش سپردن به تندر و موج‎های  بی‎تاب و تکرار کلمات باستانی، کار دشواری‎ نبود.

گلدینگ، کلاسیک‎های  کودکان و بزرگسالان را تقریبا همزمان مطالعه کرد. از اولی‎ به همان درک ناچیزی دست یافت که از دومی. با این همه هر دو کم‎وبیش یکسان، تاثیر شگرفی بر آثار او داشته‎اند.

بعدها در این باره می‎گوید: “حال، از درک سطحی و اندکی که از خواندن‎ داستان‎های  کلاسیک کودکان داشتم، متحیر می‎مانم. اگر کتاب‎های  دوران کودکی‎مان را باز خوانی کنیم، درمی‎یابیم که به طنز”گالیور”و تنهائی‎”رابینسون کروزو”پی نبرده‎ بودیم. “

البته، بعدها پرداختن به آنها در چشم‎اندازی گسترده‎تر، از اهمیت ادبی ویژه‎ای‎ برخوردار بود، اما در دوران کودکی از خواندن کلاسیک‎های  کودکان با همان درک ناچیزش‎ لذت می‎برد.

“آنها مرا سخت مجذوب خود می‎کردند. من در دریا‎های  نادیده شیرجه می‎رفتم. برای گردشی به دور ماه، به آسمان پرتاب می‎شدم. در بالنی کوچک، از فراز تاریکترین‎ نقطه‎ی آفریقا می‎گذشتم. به مرکز زمین می‎رسیدم. در آتلانتیک جنوبی چون توده‎ای شناور این سو و آن سود رانده می‎شدم. از شدت تشنگی مرگ را به چشم می‎دیدم. آه، ای جذبه‎ها و بیخبری‎ها! و هربار این تشنگی‎‎های  شدید مرا برای چشیدن جرعه آبی خنک به داخل‎ خانه می‎فرستاد-آب‎های  زلال و گوارای آمازون-”

ویلیام گلدینگ

ویلیام گلدینگ

سپس، هر آنچه را که در کتاب‎های  کودکان نمی‎یافت از خدمتکاران می‎آموخت. او که‎ هنوز کودکی بیش نبود به اتقاق دختران خدمتکار می‎رفت، به نامه‎‎هایی که بلند می‎خواندند، گوش می‎داد و مجلات هفتگی را زیر و رو می‎کرد. بدین طریق، آگاهی اندکی از فاصله‎ بین ادبیات و زندگی و زیبایی و واقعیت پیدا کرد.

گلدینگ ۱۲ ساله بود که جدی و مصمم نوشتن اولین اثر ادبی اش را آغاز کرد که‎ می‎خواست رمانی دوازده جلدی باشد و در برگیرنده‎ی تاریخ و توسعه‎ی جنبش اتحادیه‎ اصناف در اروپا.

گلدینگ در این باره گفته است که اولین جمله‎اش را هرگز فراموش نکرده است.

“من در یازدهم اکتبر در کرن وال، در دامان پدر و ماردی دولتمند، اما شریف و درستکار به دنیا آمدم. “نوشتن رمان دوازده جلدی، از این جمله فراتر نرفت.

البته، عجیب نیست که گلدینگ، پسر مدیر مدرسه‎ای صاحب نام و متشخص، کودکی‎ خود را صرف ادبیات کرده باشد و خود نیز بعدها مدیر مدرسه بشود. با این همه راهی‎ که او بین سال‎های  تحصیل و آغاز نوشتن حرفه‎ای پیمود، مسیر پرپیچ‎و خم بود. او به‎ قصد تحصیل یک رشته‎ی علمی مدرن، به دانشگاه آکسفورد رفت. دو سال گذشت تا به اشتباهش در انتخاب رشته تحصیلی پی‎برد و به ادبیات انگلیس روی آورد. (عشق به‎ علم و ادبیات در نوشته‎‎هایش مشهود، و گواه بر دو شخصیتی بودن آکادمیکی اوست. علاوه بر تجربه‎آزمایی با شخصیتها و زبان، ساخترا رمان‎های  او یادآور آزمایش‎های  دقیق‎ و پیچیده‎ی لابراتوار‎های  مدرن است. )

پس از چاپ کتاب شعری در سال ۱۹۳۴، بقیه سال‎های  این دهه را به نوشتن نمایشنامه، تهیه‎کنندگی و بازیگری در یکی از تئاتر‎های  نیمه حرفه‎ای لندن گذراند. در سال ۱۹۳۹ ازدواج کرد، به سالزبوری رفت و به تدریس مشغول شد.

با آغاز جنگ جهانی دوم، به نیروی دریایی انگلستان پیوست، و تا پایان‎ جنگ در خدمت نیروی دریائی بود. در ماموریت‎های  مختلف شرکت کرد و یکبار هم مانند یکی از شخصیت‎های  خیالی‎اش‎”پینچر مارتین‎”، سه روز تمام در”کانال‎ مانش‎”روی آب شناور بود و با مرگ دست به گریبان. در آخرین ماموریت جنگی‎اش، فرماندهی یک روزمناو اژدرافکن را به عهده داشت.

این نکته که تسلی خاطر گلدینگ در طول سال‎های  جنگ، بازخوانی مکرر”هومر”و کشف حس تداوم تارخی بشری از خلال اشعار رزمی بود، شناخت دقیقتر فضای فکری و تحولات روحی این دوره از زندگی او را ممکن می‎سازد.

در سال ۱۹۴۵، با خاتمه یافتن جنگ، سرشار درک و بصیرتی تازه از هستی، و از فلسفه و ادبیات، به سالزبوری بازگشت و چون گذشته به تدریس مشغول شد و با رمان‎ به صورت کاری فرعی تجربه آزمایی می‎کرد. به مدت یک دهه، علاوه بر نوشته‎‎های  پراکنده، چهار رمان نوشت که هیچ ناشری حاضر به چاپ آنها نشد. اما او با توسل به عدم پذیرش‎ موقعیت متزلزلش، همچنان به نوشتن ادامه داد.

در سال ۱۹۵۴، “سالار مگسها”در ۳۳۸۳ نسخه به فروش رسید، که گرچه با استقبال نسبتا گرم محافل ادبی و منتقدان روبرو شد، اما انعکاس چندانی نداشت. در سال‎ ۱۹۵۵، “وارثان‎”در انگلستان منتشر شد، که چاپ آن در ایالات متحده تا سال ۱۹۶۳ به طول انجامید. در سال ۱۹۵۶″پینچر مارتین‎”، و در سال ۱۹۵۹″سقوط آزاد”منتشر شد. در این سال رمان‎های  او که استقبال ادبی از آن خوب اما کم خواننده بود در قطع‎ جیبی به فروش رسید و خوانندگان بسیاری خاصه در دانشگاهها و در میان روشنفکران‎ یافت و در نشریات ادبی مورد نقد و بررسی منتقدان وصاحبنظران قرار گرفت.

در سال ۱۹۶۱، برای همیشه از تدریس دست کشید و به‎طور تمام‎وقت به نوشتن‎ حرفه‎ای روی آورد.

یک دهه پس از آنکه گلدینگ به عنوان شخصیت ادبی، تثبیت شد و شهرت روزافزونی‎ یافت. نظر منتقدان درباره‎ی او به‎طور کلی این بود که او”ادیب و دانشمندی است با شک‎های  فلسفی مخصوص به خود”، و از طرف دیگر اینکه‎”هیچ شخصیت ادبی دیگری از نسل گلدینگ قدرت و تهور او را نداشته، و به چنین مقام رفیعی در ادبیات دست نیافته‎ است. “

اما هیچ انسان بزرگی یافت نمی‎شود که در زمان حیات چنان‎که شسایسته است، توسط نزدیکان و معاصرانش ارج نهاده شده، وموفقیت و موقعیتش، ولو برای آن‎های ی که در راه‎ رساندن او به آن مقام، بسیار کوشیده‎اند، خوشایند باشد.

مقام ادبی گلدینگ، در نسل خود تقریبا بی‎مانند است. سبک خاص او را نمی‎توان‎ در هیچ مکتب ادبی گنجاند. و گرچه فقط فضای یکی از آثار گلدینگ-سقوط آزاد-فضای‎ معاصر و مرسوم است، و دو رمان‎”سالار مگسها”و پینچر مارتین‎”تقریبا خارج از زمانند با این همه، آثار او ریشه در سرگشتگی و اندوه و اضطراب و اندیشه‎‎های  عصر حاضر دارد.

زمان در کتاب‎”برج‎” {این زمان را ژاله مساعد به فارسی برگردانده}که اولین بار در سال ۱۹۶۴ منتشر شد، هب اواخر قرون وسطی‎ بازمی‎گردد. این رمان باوجود پیچیدگی‎هایش در نثر و ساختار، پرخواننده‎ترین رمان‎ گلدینگ، و پرفروشترین کتاب سال ۱۹۶۴ در انگلستان و آمریکا بود.

“بدون تردید، کمتر رمانی یافت می‎شود که از خواننده درک والایی بطلبد و بتواند مانند”برج‎”، مدت مدیدی در لیست پرفروشترین کتاب سال در انگلستان و ایالات‎ متحده باقی بماند. و هیچ اثر ادبی دیگری مانند این کتاب نقدبرانگیز نبوده و در تجربه‎ و تحلیل آن تنوع و تناقض وجود داشته است. “

هر یک از رمان‎های  گلدینگ شاهکاری از تخیل و حقیقت به شمار می‎آید. متنوع و پربار در داستان‎پردازی، و پرقدرت و منجسم در ساختار. باتوجه به دوگانگی موجود در شخصیت آکادمیک او، هر یک از آثارش بادقت و ظرافتی که نشان از پرمایگی و وسعت‎ ادبی نویسنده دارد، از دیگری متفاوت است، و در هریک از آنها آوای کهن افسانه و اساطیر یک پرده بالاتر از هر آوای دیگری شنیده می‎شود. بسیاری از رمان‎های  برجسته‎ی ادبی، در مقایسه با آثار او رنگ می‎بازند. گلدینگ یکی از برجسته‎ترین رمان نویس‎های ‎ انگلیسی زبان است و گرچه فهم آثارش خوانندگانی با قدرت عمیقتر می‎خواهد، با ‎وجود این -و با حیرت بسیار-یکی از پرخواننده‎ترین نویسندگان چند دهه‎ی اخیر بوده‎ است.

کلک، شماره ۴، ص ۵۹-۶۳

انتشار در مد و مه: تیر ماه ۱۳۹۱





نوع مطلب : مثلث: شخصیت ها، 
برچسب ها : برج، سالار مگس ها، وارثان، ویلیام گلدینگ، ژاله مساعد، مجله، مجلات، ادبیات، مجلات ادبی و نقد، نقد ادبی، بیوگرافی نویسندگان، شاهنامه فردوسی، albert camus، jean paul sartre، فیلتر شکن، دانلود فیلتر شکن، نگاهی، نگاهی به زندگی، دانلود مجله رودکی، شماره 113 مجله رودکی، دانلود انواع مجلات ادبی،
لینک های مرتبط :
1396/04/4 20:38
Loving the information on this internet site, you have done great job on the posts.
1396/02/24 20:28
You are so awesome! I do not believe I've truly read a single
thing like that before. So nice to discover somebody with
genuine thoughts on this subject matter. Seriously..
thanks for starting this up. This site is something that's needed on the internet, someone with
a bit of originality!
1396/01/23 01:34
Hmm is anyone else having problems with the images on this blog loading?
I'm trying to determine if its a problem on my end or if it's
the blog. Any suggestions would be greatly appreciated.
1391/04/14 19:29
سرویس وبلاگدهی ایران
امکان تبادل پست
بدون هیچگونه محدودیت
اختصاص فروشگاه برای هر وبلاگ
نظرات در ادامه مطلب
سیستم ثبت نام و عضوگیری حرفه ای با مدیریت کاربران و آمار کاربران برای هر وبلاگ
امکان درج پست ثابت برای هر وبلاگ
امکان چت آنلاین میان کاربران (ادد،ایگنور،استاتوس،آواتار) و ...
سئوی بسیار بالا برای مطالب
امکان نمایش ( مطالب تصادفی,مطالب محبوب,مطالب پربازدید ) برای هر وبلاگ
ابر برچسبها
قالبهای متنوع ( در این سرویس وحدودیت قالب وجود ندارد
و بسیاری از امکانات دیگر
سرویس وبلاگدهی ایران
iran.sc
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین